آموزش روابط عمومی، خبرنگاری، روزنامه نگاری، رسانه نگاری و سواد رسانه ای

برندسازی با داستان پردازی روایت برند
کتاب “برندسازی با داستان‌ پردازی” اثر دیوید آکر و انتشار توسط نشر ادیبان روز به بررسی قدرت داستان‌پردازی در برندسازی مدرن می‌پردازد و با ارائه استراتژی‌های عملی، به مدیران و بازاریابان کمک می‌کند تا با خلق روایت‌های جذاب و معتبر، ارتباطی عمیق با مخاطبان خود برقرار کرده و برندی متمایز و ماندگار بسازند.

برندها هر روز درباره محصولات، خدمات، کیفیت، قیمت و مزیت های خود حرف می زنند؛ اما بخش بزرگی از این پیام ها در میان حجم بالای تبلیغات و محتوای روزانه گم می شوند. مخاطب معمولا همه ویژگی ها و ادعاهای یک برند را به خاطر نمی سپارد، اما یک روایت برند قوی می تواند معنا، تجربه و احساس را به شکلی ماندگارتر منتقل کند.

روایت برند یعنی ساختن یک چارچوب منسجم برای توضیح اینکه برند چرا وجود دارد، چه ارزشی ایجاد می کند، چه چیزی برایش مهم است و چرا مخاطب باید به آن توجه کند. در این نگاه، داستان صرفا یک تکنیک خلاقانه برای تبلیغات نیست؛ بلکه می تواند به بخشی از استراتژی بلندمدت ارتباطی برند تبدیل شود.

در این وبینار رایگان فیوچرمدیا، میلاد زارعی کتاب «برندسازی با داستان پردازی» اثر دیوید آکر را از زاویه ارتباطات، روابط عمومی و مدیریت برند بررسی می کند. تمرکز اصلی کتاب بر این است که چگونه برندها می توانند از داستان ها برای عبور از پیام رسانی کوتاه مدت و ساخت پیام هایی عمیق تر، معتبرتر و استراتژیک تر استفاده کنند.

موضوع روایت برای روابط عمومی نیز اهمیت زیادی دارد. روابط عمومی حرفه ای فقط اطلاعات سازمان را منتشر نمی کند؛ باید بتواند میان اتفاقات، ارزش ها و تجربه های سازمان یک روایت قابل فهم ایجاد کند. اگر می خواهید این مهارت را در کنار سایر مهارت های ارتباطی توسعه دهید، دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا مکمل مناسبی برای این وبینار است.

روایت برند چیست؟

روایت برند مجموعه ای منسجم از داستان ها، ارزش ها، تجربه ها و پیام هایی است که به مخاطب کمک می کند معنای یک برند را درک کند. یک روایت قدرتمند فقط تاریخچه تاسیس شرکت را بازگو نمی کند؛ بلکه نشان می دهد برند چه مسئله ای را مهم می داند، چه جایگاهی برای خود تعریف کرده و چگونه می خواهد در زندگی مخاطب نقش داشته باشد.

در جستجوهای فارسی نیز «داستان برند چیست؟»، «چگونه داستان برند بسازیم؟» و «روایت برند» معمولا در کنار مفاهیمی مانند هویت برند، ارزش های برند و ارتباط عاطفی با مشتری مطرح می شوند. تفاوت مهم روایت برند با یک داستان مقطعی این است که روایت باید بتواند در طول زمان و در کانال های مختلف تداوم پیدا کند.

ممکن است یک برند ده ها داستان مختلف درباره بنیانگذار، کارکنان، مشتریان یا محصولاتش داشته باشد، اما همه این داستان ها باید به یک هسته مشترک متصل باشند. همان هسته است که تصویر اصلی برند را در ذهن مخاطب شکل می دهد.

تفاوت روایت برند و داستان سرایی برند چیست؟

روایت برند و داستان سرایی برند به یکدیگر نزدیک هستند، اما دقیقا یک مفهوم نیستند. داستان سرایی برند بیشتر به شیوه استفاده از داستان برای انتقال پیام اشاره دارد، در حالی که روایت برند می تواند چارچوب گسترده تری باشد که مجموعه پیام ها و داستان های برند در آن قرار می گیرند.

برای مثال، یک کمپین تبلیغاتی ممکن است داستانی درباره یک مشتری تعریف کند. این یک نمونه از داستان سرایی برند است. اما اگر آن داستان در امتداد ارزش ها، شخصیت و پیام اصلی برند باشد، بخشی از روایت کلی برند نیز محسوب می شود.

کتاب برندسازی با داستان پردازی درباره چیست؟

کتاب «برندسازی با داستان پردازی» نوشته دیوید آکر درباره این است که برندها چگونه می توانند از قدرت داستان برای ساختن ارتباطی عمیق تر و ماندگارتر با مخاطبان استفاده کنند.

آکر میان انتقال ساده اطلاعات و ایجاد معنا تمایز قائل می شود. برند ممکن است ده ها ویژگی، آمار و مزیت برای معرفی داشته باشد، اما مخاطبان همیشه با اطلاعات خشک ارتباط برقرار نمی کنند.

داستان به برند امکان می دهد همان پیام را در قالب شخصیت، تجربه، مسئله و احساس منتقل کند. به این ترتیب پیام از سطح «چه چیزی می فروشیم» به سطح «چرا این برند اهمیت دارد» منتقل می شود.

نکته مهم این است که داستان در نگاه آکر نباید فقط ابزار تزئینی یک کمپین باشد. روایت زمانی بیشترین ارزش را دارد که بتواند بخشی از استراتژی برند شود و در طول زمان معنا و تصویر ثابتی ایجاد کند.

پیام رسانی استراتژیک چیست؟

پیام رسانی استراتژیک یعنی طراحی و مدیریت پیام با یک هدف بلندمدت و مشخص. در این رویکرد، پیام ها نباید مستقل و پراکنده باشند؛ باید در کنار هم تصویری مشخص از سازمان یا برند ایجاد کنند.

برای مثال، یک برند ممکن است در طول سال ده ها تبلیغ، پست شبکه اجتماعی، مصاحبه و کمپین اجرا کند. اگر هرکدام از این پیام ها شخصیت و منطق متفاوتی داشته باشند، مخاطب تصویر روشنی از برند به دست نمی آورد.

پیام رسانی استراتژیک تلاش می کند میان همه این فعالیت ها ارتباط ایجاد کند. برند مشخص می کند که چه پیام اصلی ای دارد، چه ارزش هایی باید تکرار شوند و مخاطب در نهایت باید چه برداشتی از آن داشته باشد.

روایت برند یکی از ابزارهایی است که می تواند این انسجام را ایجاد کند.

تفاوت پیام رسانی تاکتیکی و پیام رسانی استراتژیک چیست؟

یکی از محورهای مهم کتاب، تفاوت میان پیام رسانی تاکتیکی و پیام رسانی استراتژیک است.

پیام رسانی تاکتیکی معمولا برای یک هدف کوتاه مدت طراحی می شود. اعلام تخفیف، معرفی یک محصول جدید، اطلاع رسانی درباره یک رویداد یا اجرای کمپین فروش نمونه هایی از پیام تاکتیکی هستند.

این پیام ها ضروری اند، اما معمولا عمر محدودی دارند. مخاطب پس از پایان کمپین ممکن است آنها را فراموش کند.

در مقابل، پیام رسانی استراتژیک به دنبال ساخت معنا و تصویر بلندمدت است. سوال اصلی دیگر این نیست که «الان چه چیزی می خواهیم بفروشیم؟» بلکه این است که «می خواهیم مخاطب در طول زمان برند را با چه معنا، ارزش یا تجربه ای به خاطر بیاورد؟»

یک برند حرفه ای به هر دو نوع پیام نیاز دارد. مسئله زمانی ایجاد می شود که تمام ارتباطات سازمان فقط تاکتیکی باشد و هیچ روایت بلندمدتی پشت آنها وجود نداشته باشد.

چرا برندها به یک روایت مرکزی نیاز دارند؟

اگر یک برند روایت مرکزی نداشته باشد، هر کمپین مجبور است از صفر شروع کند. پیام ها تغییر می کنند، لحن ها عوض می شوند و مخاطب نمی تواند ارتباطی میان فعالیت های مختلف برند پیدا کند.

روایت مرکزی مانند یک ستون فقرات ارتباطی عمل می کند. این روایت مشخص می کند برند چه کسی است، چرا وجود دارد، چه ارزش هایی دارد و چه تغییری می خواهد ایجاد کند.

این هسته سپس می تواند در قالب های مختلف ظاهر شود؛ در تبلیغات، روابط عمومی، محتوای سایت، شبکه های اجتماعی، سخنرانی مدیران یا تجربه مشتری.

مزیت اصلی این رویکرد، انسجام است. هر فعالیت جدید به جای شروع دوباره، روی معنایی که قبلا ساخته شده سوار می شود.

چگونه هسته داستانی برند را پیدا کنیم؟

هسته داستانی برند را نمی توان صرفا در یک جلسه خلاقیت اختراع کرد. روایت قوی معمولا از واقعیت های خود برند بیرون می آید؛ از تاریخ شکل گیری، مسئله ای که بنیانگذاران با آن مواجه بوده اند، ارزش های سازمان یا تجربه مشتریان.

برای پیدا کردن این هسته باید به چند سوال اساسی پاسخ داد: برند چرا به وجود آمده است؟ چه مسئله ای را برای مخاطب حل می کند؟ چه ارزشی را جدی تر از رقبا دنبال می کند؟ مشتریان چه تجربه ای از برند دارند؟ کارکنان برند را چگونه توصیف می کنند؟ و اگر برند یک شخصیت بود، چه ویژگی هایی داشت؟

پاسخ ها کمک می کنند میان آنچه برند درباره خودش ادعا می کند و آنچه واقعا در تجربه مشتری وجود دارد، ارتباط ایجاد شود.

هسته داستانی زمانی قدرتمند است که قابل اثبات باشد. اگر سازمان ادعا کند مشتری محور است اما تجربه مشتری خلاف آن را نشان دهد، روایت اعتبار خود را از دست می دهد.

چه چیزی یک روایت برند را معتبر می کند؟

اعتبار یکی از مهم ترین ویژگی های روایت برند است. مخاطب باید احساس کند داستان با واقعیت سازمان هماهنگ است و صرفا برای ایجاد تاثیر احساسی ساخته نشده است.

روایت معتبر معمولا از تجربه واقعی تغذیه می شود. داستان یک مشتری، تجربه یک کارمند، مسیر شکل گیری محصول یا تصمیم دشواری که سازمان گرفته می تواند بسیار موثرتر از داستانی مصنوعی باشد.

همچنین روایت نباید برند را همیشه بی نقص نشان دهد. گاهی بیان یک چالش واقعی و مسیری که سازمان برای حل آن طی کرده، باورپذیری بیشتری ایجاد می کند.

مخاطبان امروز امکان بررسی ادعاهای برند را دارند. بنابراین فاصله زیاد میان روایت و واقعیت می تواند به سرعت به اعتماد آسیب بزند.

نقش شخصیت در روایت برند چیست؟

داستان بدون شخصیت معمولا به مجموعه ای از اطلاعات تبدیل می شود. شخصیت کمک می کند مخاطب روایت را از زاویه انسانی تجربه کند.

شخصیت داستان می تواند بنیانگذار، یکی از کارکنان، یک مشتری یا حتی فردی از جامعه باشد که تجربه مشخصی با برند دارد.

یکی از اشتباهات رایج این است که برند همیشه خودش را قهرمان اصلی معرفی کند. در بسیاری از روایت های موفق، مشتری شخصیت اصلی است و برند نقش راهنما یا همراه را بر عهده دارد.

این زاویه باعث می شود داستان کمتر خودستایانه و بیشتر مخاطب محور شود.

احساسات چه نقشی در روایت برند دارند؟

اطلاعات برای تصمیم گیری لازم هستند، اما انسان ها فقط بر اساس اطلاعات تصمیم نمی گیرند. احساساتی مانند اعتماد، امید، امنیت، تعلق، افتخار یا همدلی می توانند تجربه برند را عمیق تر کنند.

روایت امکان ایجاد این لایه احساسی را فراهم می کند. یک عدد ممکن است عملکرد محصول را نشان دهد، اما داستان یک مشتری می تواند نشان دهد آن محصول چه تغییری در زندگی واقعی ایجاد کرده است.

البته استفاده از احساسات باید طبیعی باشد. تلاش برای تحریک مصنوعی احساس مخاطب، به ویژه در موضوعات حساس، می تواند اثر منفی داشته باشد.

احساس زمانی در خدمت برند قرار می گیرد که از دل واقعیت روایت بیرون بیاید.

تفاوت روایت برند و شعار تبلیغاتی چیست؟

شعار تبلیغاتی معمولا یک عبارت کوتاه و فشرده است که تلاش می کند بخشی از جایگاه یا وعده برند را منتقل کند. روایت برند بسیار گسترده تر از شعار است.

شعار می تواند بخشی از روایت باشد، اما روایت توضیح می دهد چرا آن شعار معنا دارد.

برای مثال ممکن است برندی درباره نوآوری شعار بدهد، اما روایت برند باید نشان دهد این نوآوری در تاریخ، محصولات، رفتار کارکنان و تجربه مشتری چگونه دیده می شود.

اگر شعار با تجربه واقعی برند هماهنگ نباشد، تاثیر آن محدود خواهد بود.

روایت برند چگونه به ساخت هویت برند کمک می کند؟

هویت برند مجموعه ای از ویژگی ها، ارزش ها و تداعی هایی است که برند را قابل تشخیص می کنند. روایت به این عناصر معنا می دهد و آنها را به یکدیگر متصل می کند.

برای مثال، یک برند ممکن است ویژگی هایی مانند نوآوری، جسارت و استقلال را برای خود تعریف کند. داستان ها می توانند نشان دهند این ویژگی ها در عمل چگونه ظاهر می شوند.

روایت همچنین به کارکنان کمک می کند هویت برند را بهتر بفهمند. وقتی هویت فقط در قالب چند واژه روی سند برند نوشته شود، ممکن است بسیار انتزاعی باشد. داستان آن را به موقعیت و رفتار واقعی تبدیل می کند.

روایت برند چگونه باعث تمایز می شود؟

در بسیاری از بازارها محصولات و خدمات از نظر ویژگی های فنی به یکدیگر نزدیک هستند. رقبا می توانند امکانات مشابه ارائه دهند و حتی قیمت ها نیز ممکن است تفاوت زیادی نداشته باشند.

در چنین شرایطی، تاریخ، فرهنگ، شخصیت و داستان هر برند می تواند به منبعی برای تمایز تبدیل شود.

رقبا ممکن است محصول شما را تقلید کنند، اما تجربه واقعی سازمان، باور بنیانگذاران یا روابطی که با مشتریان ساخته اید به آسانی قابل کپی نیستند.

روایت برند می تواند این عناصر منحصربه فرد را به مزیت ارتباطی تبدیل کند.

روایت برند و روابط عمومی چه ارتباطی دارند؟

روابط عمومی حرفه ای فقط انتشار خبر و اطلاعیه نیست. یکی از نقش های مهم روابط عمومی، ساختن و مدیریت روایت سازمان است.

هر سازمان در طول زمان با مجموعه ای از اتفاقات، تصمیم ها، موفقیت ها، بحران ها و تغییرات مواجه می شود. روابط عمومی باید بتواند این اتفاقات را در چارچوبی قرار دهد که برای مخاطب قابل درک باشد.

اگر سازمان از قبل روایت روشنی درباره هویت و ارزش های خود ساخته باشد، در زمان بحران نیز چارچوب مشخص تری برای توضیح تصمیم ها و اقدامات دارد.

روایت همچنین به روابط عمومی کمک می کند از اطلاع رسانی صرف عبور کند. خبر می گوید چه اتفاقی افتاده است؛ روایت کمک می کند مخاطب بفهمد چرا آن اتفاق اهمیت دارد و چگونه با تصویر بزرگ تر سازمان مرتبط است.

برای مطالعه بیشتر درباره اعتبار و تصویر سازمانی، کتاب مدیریت شهرت و اعتبار از منابع مرتبط کتابخانه فیوچرمدیا با این موضوع است.

روایت برند در مدیریت بحران چه کاربردی دارد؟

بحران زمانی است که مخاطبان بیش از همیشه به دنبال توضیح هستند. اگر سازمان روایت روشنی نداشته باشد، دیگران ممکن است جای خالی را با روایت های خود پر کنند.

اما روایت بحران به معنای داستان سازی برای پنهان کردن واقعیت نیست. اتفاقا روایت معتبر باید بر شفافیت، واقعیت و پذیرش مسئولیت بنا شود.

سازمانی که پیش از بحران اعتماد و هویت مشخصی ایجاد کرده، معمولا سرمایه ارتباطی بیشتری برای گفت وگو با مخاطبان دارد.

در چنین شرایطی روابط عمومی باید بتواند وقایع را سریع و دقیق توضیح دهد و میان رفتار فعلی سازمان و ارزش هایی که قبلا درباره آنها صحبت کرده، هماهنگی ایجاد کند.

روایت برند چگونه اعتماد مخاطب را افزایش می دهد؟

اعتماد زمانی افزایش پیدا می کند که مخاطب بتواند رفتار برند را بفهمد و میان ادعا و عملکرد آن هماهنگی ببیند.

روایت برند می تواند به این فرایند کمک کند، زیرا پشت تصمیم ها و اقدامات سازمان معنا قرار می دهد. مخاطب می فهمد برند چرا یک موضوع را مهم می داند و چه اصولی تصمیم های آن را هدایت می کنند.

داستان کارکنان، مشتریان و پروژه های واقعی نیز می توانند شواهد ملموسی برای ادعاهای برند باشند.

اما روایت زمانی اعتماد می سازد که واقعی باشد. اگر داستان فقط پوششی برای رفتار متناقض سازمان باشد، می تواند اعتماد را کاهش دهد.

روایت برند در تولید محتوا چه کاربردی دارد؟

یکی از مشکلات رایج برندها این است که برای تولید محتوا دائما به دنبال موضوعات جدید هستند، اما میان محتواهای مختلف آنها ارتباط مشخصی وجود ندارد.

داشتن روایت مرکزی این مشکل را کاهش می دهد. وقتی برند بداند چه معنا و پیامی را می خواهد در طول زمان تقویت کند، می تواند محتواهای مختلف را به همان محور متصل کند.

مقاله، ویدیو، پادکست، گزارش، مصاحبه و شبکه های اجتماعی می توانند بخش های مختلف یک روایت بزرگ تر باشند.

در نتیجه تولید محتوا از فعالیتی پراکنده به بخشی از یک استراتژی ارتباطی تبدیل می شود.

روایت برند در شبکه های اجتماعی چگونه ساخته می شود؟

شبکه های اجتماعی فرصت مهمی برای روایت مستمر برند ایجاد کرده اند. برخلاف یک کمپین محدود، برند می تواند هر روز بخش کوچکی از شخصیت و تجربه خود را نشان دهد.

پشت صحنه، تجربه کارکنان، داستان مشتریان، روند توسعه محصول و واکنش برند به مسائل مختلف می توانند اجزای این روایت باشند.

اما شبکه های اجتماعی یک تفاوت مهم با رسانه های سنتی دارند: مخاطب می تواند پاسخ دهد و روایت برند را تایید یا رد کند.

به همین دلیل برند دیگر تنها راوی نیست. مشتریان و کارکنان نیز درباره آن داستان می سازند.

برای شناخت بهتر این محیط، کتاب رسانه های اجتماعی؛ اصول و کاربردها می تواند منبع مکمل مناسبی باشد.

روایت برند چه ارتباطی با بازاریابی محتوایی دارد؟

بازاریابی محتوایی زمانی موثرتر است که محتواهای برند حول یک تصویر و پیام مرکزی شکل بگیرند.

روایت برند می تواند همان چارچوب را فراهم کند. وقتی مخاطب طی چند ماه مجموعه ای از محتواهای برند را می بیند، باید بتواند میان آنها یک خط مشترک پیدا کند.

برای مثال اگر برند می خواهد با نوآوری شناخته شود، مطالعات موردی، مقاله ها، مصاحبه ها و حتی محتوای شبکه اجتماعی باید بتوانند این ویژگی را در عمل نشان دهند.

این ارتباط میان محتوا و روایت باعث می شود برند در طول زمان تصویر منسجم تری ایجاد کند.

روایت برند چه ارتباطی با برند شخصی دارد؟

برند شخصی نیز مانند برند سازمانی نیاز به روایت دارد. یک مدیر، مدرس، مشاور یا متخصص حرفه ای فقط با فهرست کردن مهارت ها نمی تواند تصویر ماندگاری بسازد.

مسیر حرفه ای، تجربه ها، شکست ها، ارزش ها و دلایل انتخاب یک حوزه کاری می توانند بخشی از روایت برند شخصی باشند.

اگر به این موضوع علاقه دارید، وبینار فصلنامه شماره یک بادکوبه با پرونده ویژه برند شخصی مکمل این بحث است؛ زیرا برندینگ را از زاویه ساخت هویت فردی و حرفه ای بررسی می کند.

داستان سرایی برند در عصر دیجیتال چه تفاوتی با روایت برند دارد؟

از آنجا که فیوچرمدیا وبینار دیگری با موضوع «داستان سرایی برند در عصر دیجیتال» دارد، تفکیک این دو موضوع اهمیت زیادی دارد.

در وبینار داستان سرایی برند در عصر دیجیتال، تمرکز اصلی بر داستان سرایی برند، روانشناسی، علوم اعصاب، ساختار روایی، شخصیت و نحوه تاثیر داستان بر ذهن مخاطب است.

در وبینار کتاب دیوید آکر، تمرکز اصلی بر روایت برند و استفاده استراتژیک از داستان برای ساخت پیام بلندمدت برند قرار دارد.

به زبان ساده، یکی بیشتر می پرسد «چرا و چگونه داستان بر مخاطب اثر می گذارد؟» و دیگری می پرسد «برند چگونه داستان و روایت را به بخشی از استراتژی ارتباطی خود تبدیل کند؟»

این دو وبینار مکمل یکدیگرند، اما از دو نیت جستجوی متفاوت به موضوع نزدیک می شوند.

چگونه روایت برند بنویسیم؟

برای نوشتن روایت برند ابتدا باید از واقعیت شروع کرد. تاریخچه، دلیل شکل گیری، ارزش ها، مسئله اصلی مشتری و تجربه واقعی افراد بهترین منابع اولیه هستند.

سپس باید هسته پیام مشخص شود. مخاطب پس از مواجهه با مجموعه داستان های برند باید چه چیزی درباره آن باور کند؟

در مرحله بعد شخصیت ها و نمونه های واقعی پیدا می شوند. مشتریان، کارکنان و بنیانگذاران می توانند روایت را انسانی کنند.

در نهایت باید مشخص شود این روایت چگونه در نقاط تماس مختلف منتشر می شود؛ از سایت و روابط عمومی تا تبلیغات و شبکه های اجتماعی.

مهم ترین اصل، استمرار است. یک روایت استراتژیک با یک پست یا یک کمپین ساخته نمی شود.

اشتباهات رایج در ساخت روایت برند چیست؟

اولین اشتباه، ساختن داستانی است که با واقعیت برند ارتباط ندارد. روایت جذاب اگر قابل باور نباشد، ارزش بلندمدتی ایجاد نمی کند.

اشتباه دوم، قهرمان کردن دائمی خود برند است. مخاطب معمولا به مسئله خودش بیشتر از افتخارات شرکت اهمیت می دهد.

اشتباه دیگر، تغییر مداوم پیام مرکزی است. اگر برند هر چند ماه تصویری کاملا متفاوت از خودش ارائه دهد، ساخت جایگاه ذهنی دشوار می شود.

همچنین نباید روایت را با شعار اشتباه گرفت. یک جمله زیبا جای تجربه واقعی و مجموعه داستان های معتبر را نمی گیرد.

کتاب برندسازی با داستان پردازی برای چه کسانی مناسب است؟

این کتاب برای مدیران برند، کارشناسان بازاریابی، مدیران و کارشناسان روابط عمومی، مدیران محتوا، کپی رایترها و افرادی که در طراحی استراتژی ارتباطی فعالیت می کنند مناسب است.

کارآفرینان و مدیران کسب و کار نیز می توانند از این کتاب برای مشخص کردن روایت مرکزی سازمان و ایجاد هماهنگی بیشتر میان بازاریابی، تبلیغات و ارتباطات استفاده کنند.

دانشجویان مدیریت، برندینگ، بازاریابی، ارتباطات و روابط عمومی نیز می توانند با مطالعه این کتاب درک بهتری از کاربرد داستان در مدیریت برند به دست آورند.

دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا؛ از انتشار پیام تا ساخت روایت سازمان

یکی از تفاوت های روابط عمومی اجرایی با روابط عمومی استراتژیک در همین نقطه آشکار می شود. روابط عمومی اجرایی ممکن است هر روز خبر، گزارش و محتوا منتشر کند، اما روابط عمومی استراتژیک می پرسد مجموع این پیام ها چه تصویری از سازمان در ذهن مخاطب می سازند.

روایت سازمانی می تواند این فعالیت های پراکنده را به یک مسیر واحد متصل کند. خبر، مصاحبه مدیرعامل، شبکه اجتماعی، گزارش مسئولیت اجتماعی و پاسخ به بحران باید تا حد امکان از یک هویت و منطق ارتباطی مشترک پیروی کنند.

دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا برای افرادی مناسب است که می خواهند از سطح تولید و انتشار پیام عبور کنند و روابط عمومی را به عنوان یک فرایند حرفه ای برای مدیریت مخاطب، رسانه، محتوا، تصویر و اعتبار سازمان ببینند.

اگر موضوع روایت برند برای شما جذاب است، گام بعدی این است که یاد بگیرید چگونه این روایت را در محیط واقعی سازمان، در تعامل با رسانه ها و در نقاط تماس مختلف با مخاطب مدیریت کنید.

مشاهده سرفصل ها و ثبت نام در دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا

سوالات متداول درباره روایت برند

روایت برند چیست؟

روایت برند چارچوبی منسجم از داستان ها، ارزش ها، تجربه ها و پیام هایی است که به مخاطب کمک می کند هویت و معنای یک برند را درک کند.

تفاوت روایت برند و داستان سرایی برند چیست؟

داستان سرایی برند بیشتر به تکنیک و شیوه روایت داستان اشاره دارد، اما روایت برند می تواند چارچوب بلندمدت تری باشد که مجموعه داستان ها و پیام های برند را به یک هسته استراتژیک متصل می کند.

پیام رسانی استراتژیک چیست؟

پیام رسانی استراتژیک به طراحی و مدیریت پیام های یک برند یا سازمان بر اساس اهداف بلندمدت و یک تصویر مشخص از هویت و جایگاه آن گفته می شود.

تفاوت پیام رسانی تاکتیکی و استراتژیک چیست؟

پیام رسانی تاکتیکی معمولا برای اهداف کوتاه مدت مانند فروش، تخفیف یا معرفی محصول استفاده می شود. پیام رسانی استراتژیک به دنبال ساخت معنا، اعتبار و تصویر بلندمدت برند است.

چگونه روایت برند بسازیم؟

برای ساخت روایت برند باید از تاریخچه و واقعیت سازمان شروع کرد، ارزش ها و مسئله اصلی مخاطب را شناخت، پیام مرکزی را تعیین کرد و سپس مجموعه ای از داستان های واقعی و هماهنگ با آن پیام تولید کرد.

آیا روایت برند همان داستان تاسیس شرکت است؟

خیر. داستان تاسیس فقط یکی از منابع روایت برند است. تجربه مشتریان، کارکنان، محصولات، تصمیم های سازمان و ارزش های برند نیز می توانند بخشی از روایت باشند.

روایت برند چه کاربردی برای روابط عمومی دارد؟

روایت برند به روابط عمومی کمک می کند خبرها، مصاحبه ها، محتواها و پیام های سازمان را در یک چارچوب منسجم قرار دهد و تصویر روشن تری از هویت و ارزش های سازمان ایجاد کند.

کتاب برندسازی با داستان پردازی نوشته کیست؟

کتاب برندسازی با داستان پردازی نوشته دیوید آکر است و در نسخه فارسی با ترجمه حسین علی سلطانی و مهرزاد کاری توسط انتشارات ادیبان روز منتشر شده است.

تفاوت این وبینار با وبینار داستان سرایی برند در عصر دیجیتال چیست؟

وبینار داستان سرایی برند در عصر دیجیتال بیشتر بر روانشناسی، علوم اعصاب و ساختار داستان تمرکز دارد، اما وبینار کتاب دیوید آکر بر روایت برند، هویت و پیام رسانی استراتژیک متمرکز است.

مدرس این وبینار کیست؟

مدرس این وبینار میلاد زارعی، موسس فیوچرمدیا است.

جمع بندی

روایت برند فراتر از تعریف یک داستان جذاب است. برند برای ساخت جایگاه ماندگار باید بداند چرا وجود دارد، چه ارزشی ایجاد می کند و چگونه می خواهد این معنا را در طول زمان به مخاطب منتقل کند.

کتاب «برندسازی با داستان پردازی» اثر دیوید آکر نشان می دهد داستان می تواند از یک ابزار تاکتیکی در تبلیغات فراتر برود و به بخشی از پیام رسانی استراتژیک برند تبدیل شود. شخصیت، احساس، تجربه مشتری و تاریخ سازمان همگی می توانند مصالح ساخت این روایت باشند.

در این نگاه، یک برند قوی فقط کمپین های موفق ندارد؛ مجموعه فعالیت هایش یک داستان بزرگ تر را کامل می کنند.

برای ادامه مسیر می توانید وبینارهای رایگان فیوچرمدیا را دنبال کنید و برای شناخت زاویه روانشناختی داستان، وبینار داستان سرایی برند در عصر دیجیتال را نیز ببینید. اگر تمرکز شما بر هویت حرفه ای افراد است، وبینار فصلنامه شماره یک بادکوبه؛ برند شخصی مکمل دیگری برای این موضوع است.

اگر می خواهید روایت، محتوا و مدیریت تصویر را در چارچوب گسترده تر ارتباطات سازمانی به کار بگیرید، دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا مسیر تکمیلی این وبینار است.