آموزش روابط عمومی، خبرنگاری، روزنامه نگاری، رسانه نگاری و سواد رسانه ای

داستان سرایی برند در عصر دیجیتال
کتاب «داستان سرایی برند در عصر دیجیتال» نوشته اس. ام. ای معین، یک منبع جامع و میان‌رشته‌ای است که هنر و علم داستان‌سرایی برند را با تلفیقی از روانشناسی، نوروسایکولوژی و مدیریت برند آموزش می‌دهد. این اثر نشان می‌دهد چگونه با روایت درست، می‌توان ارتباط عمیق و مؤثری با مشتریان در دنیای دیجیتال ایجاد کرد. کتاب شامل شش فصل است که تاریخچه داستان‌سرایی، مبانی علمی آن، کاربرد نوروسایکولوژی، گفتگو با مشتری، شخصیت‌پردازی برند و آینده داستان‌سرایی را بررسی می‌کند. این کتاب برای بازاریابان، مدیران برند، کارآفرینان و دانشجویان، ابزاری کلیدی برای خلق داستان‌های برند تأثیرگذار و افزایش وفاداری مشتریان فراهم می‌آورد.

در دنیایی که مخاطب هر روز با حجم زیادی از تبلیغات، محتوا و پیام های تجاری روبرو می شود، صرفا معرفی ویژگی های محصول برای جلب توجه کافی نیست. برندها باید بتوانند پیام خود را در قالبی منتقل کنند که مخاطب آن را بفهمد، احساس کند و به خاطر بسپارد. اینجاست که داستان سرایی برند به یکی از مهم ترین ابزارهای ارتباطی در برندینگ و بازاریابی تبدیل می شود.

داستان سرایی برند یا Brand Storytelling یعنی استفاده هدفمند از روایت، شخصیت، تعارض، احساس و معنا برای انتقال هویت و ارزش های یک برند. در این رویکرد، برند فقط درباره خودش حرف نمی زند، بلکه داستانی می سازد که مخاطب بتواند خودش، نیازهایش یا آرزوهایش را در آن پیدا کند.

در این وبینار رایگان فیوچرمدیا، میلاد زارعی کتاب «داستان سرایی برند در عصر دیجیتال» نوشته اس. ام. ای معین را بررسی می کند؛ کتابی که داستان سرایی را با مفاهیم روانشناسی، علوم اعصاب، رفتار مصرف کننده، برندینگ و فضای دیجیتال پیوند می دهد.

داستان سرایی برای روابط عمومی نیز یک مهارت جدی است. سازمان ها برای انتقال ارزش ها، معرفی تجربه های واقعی، روایت بحران، ارتباط با رسانه و ساخت تصویری انسانی تر به روایت نیاز دارند. اگر می خواهید این مهارت را در کنار سایر مهارت های ارتباطی یاد بگیرید، دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا [انکرتکست → دوره آموزش روابط عمومی] می تواند مکمل این وبینار باشد.

داستان سرایی برند چیست؟

داستان سرایی برند به استفاده از ساختار و منطق روایت برای انتقال هویت، ارزش ها و پیام یک برند گفته می شود. به جای اینکه برند فقط فهرستی از ویژگی های محصول یا خدمات خود ارائه کند، تلاش می کند یک تجربه معنادار برای مخاطب بسازد.

در یک داستان برند خوب، مخاطب باید بتواند مسئله، شخصیت یا تجربه ای را تشخیص دهد که برای او قابل درک باشد. این شخصیت لزوما خود برند نیست. در بسیاری از روایت های موفق، مشتری شخصیت اصلی است و برند نقش راهنما یا همراه را بازی می کند.

هدف داستان سرایی برند فقط سرگرم کردن نیست. روایت باید بتواند پیام برند را ساده تر، انسانی تر و ماندگارتر کند. به همین دلیل استوری تلینگ امروز در تبلیغات، روابط عمومی، شبکه های اجتماعی، بازاریابی محتوایی و طراحی تجربه برند استفاده می شود.

چرا داستان سرایی در برندینگ اهمیت دارد؟

برند فقط نام، لوگو یا هویت بصری نیست. بخش مهمی از برند در ذهن مخاطب و در نتیجه تجربه ها، برداشت ها و احساساتی شکل می گیرد که او در طول زمان با یک کسب و کار پیدا می کند.

داستان می تواند این عناصر پراکنده را در قالب یک روایت منسجم قرار دهد. مخاطب از طریق روایت بهتر متوجه می شود یک برند چرا وجود دارد، به چه چیزی باور دارد، چه مشکلی را حل می کند و چه جایگاهی در زندگی مشتری می خواهد داشته باشد.

به همین دلیل داستان سرایی می تواند به ساخت شخصیت برند کمک کند. وقتی روایت برند در نقاط تماس مختلف منسجم باشد، مخاطب تصویر روشن تری از هویت آن پیدا می کند.

تفاوت داستان برند و تبلیغات مستقیم چیست؟

تبلیغات مستقیم معمولا به سرعت درباره محصول، قیمت، ویژگی یا پیشنهاد فروش صحبت می کند. چنین پیام هایی برای بعضی مراحل سفر مشتری ضروری هستند، اما همیشه قادر به ساخت رابطه بلندمدت نیستند.

داستان برند معمولا یک قدم عقب تر می ایستد و ابتدا تلاش می کند زمینه، شخصیت، مسئله و احساس را بسازد. محصول یا برند در دل این روایت معنا پیدا می کند.

به همین دلیل یک داستان خوب ممکن است حتی بدون اشاره مداوم به محصول بتواند هویت برند را منتقل کند. مخاطب ابتدا با روایت ارتباط برقرار می کند و بعد پیام تجاری را در همان چارچوب می پذیرد.

این تفاوت باعث می شود داستان سرایی برای برندهایی که به دنبال ساخت رابطه، اعتماد و وفاداری هستند اهمیت بیشتری پیدا کند.

استوری تلینگ چگونه توجه مخاطب را جلب می کند؟

ذهن انسان با اطلاعات پراکنده و خشک همان طور برخورد نمی کند که با یک روایت منسجم برخورد می کند. داستان دارای ترتیب، شخصیت و مسیر است و همین ساختار دنبال کردن پیام را آسان تر می کند.

وقتی مخاطب می خواهد بداند بعد چه اتفاقی می افتد، توجه او برای مدت بیشتری حفظ می شود. اگر شخصیت داستان نیز برای او قابل درک باشد، احتمال درگیری ذهنی و عاطفی افزایش پیدا می کند.

در فضای دیجیتال که برندها برای چند ثانیه توجه رقابت می کنند، همین ویژگی اهمیت زیادی دارد. داستان می تواند پیام تبلیغاتی را از یک اطلاعیه ساده به تجربه ای تبدیل کند که مخاطب برای دنبال کردن آن انگیزه دارد.

عناصر اصلی داستان سرایی برند چیست؟

داستان سرایی موثر معمولا از چند عنصر اصلی تشکیل می شود. نخست باید یک شخصیت وجود داشته باشد که مخاطب بتواند او را دنبال کند. این شخصیت می تواند مشتری، بنیان گذار، کارمند یا فردی باشد که مسئله ای مشخص دارد.

عنصر دوم، مسئله یا تعارض است. بدون مسئله، داستان حرکت نمی کند. شخصیت باید با مانع، نیاز یا تغییری روبرو شود که مخاطب اهمیت آن را درک کند.

سپس مسیر حل مسئله شکل می گیرد. در این بخش برند می تواند نقش داشته باشد، اما بهتر است همیشه قهرمان اصلی داستان نباشد.

در نهایت، داستان باید به یک معنا یا پیام برسد. مخاطب باید پس از پایان روایت بفهمد این داستان چه ارتباطی با خودش و با هویت برند دارد.

شخصیت در داستان برند چه نقشی دارد؟

یکی از اشتباهات رایج در داستان سرایی این است که برند خودش را همیشه شخصیت اصلی معرفی کند. در حالی که از دید مخاطب، زندگی و نیازهای خودش مهم تر از برند هستند.

در بسیاری از روایت های موثر، مشتری قهرمان داستان است. او مسئله دارد، با چالش روبرو می شود و به دنبال رسیدن به نتیجه است. برند در این میان می تواند نقش راهنما، ابزار یا همراه را ایفا کند.

این تغییر زاویه دید، روایت را مخاطب محورتر می کند. به جای اینکه برند بگوید «ما بهترین هستیم»، نشان می دهد چگونه می تواند به مخاطب در مسیر رسیدن به هدف کمک کند.

سفر قهرمان در داستان سرایی برند چیست؟

سفر قهرمان یکی از ساختارهای شناخته شده روایت است که در آن شخصیت اصلی از وضعیت عادی خارج می شود، با چالش مواجه می شود، تغییر می کند و در نهایت به نقطه تازه ای می رسد.

در داستان سرایی برند نیز می توان از همین منطق استفاده کرد. مشتری با یک مشکل مواجه است، راه حل های مختلف را امتحان می کند، با برند آشنا می شود و در نهایت تجربه متفاوتی پیدا می کند.

اما استفاده از سفر قهرمان به معنای پیچیده کردن روایت نیست. حتی یک ویدیوی کوتاه تبلیغاتی می تواند همین منطق را در چند مرحله ساده اجرا کند.

مهم این است که داستان حرکت داشته باشد و مخاطب بتواند تغییر وضعیت شخصیت را ببیند.

آرکی تایپ برند چیست و چه ارتباطی با داستان سرایی دارد؟

آرکی تایپ یا کهن الگوی برند الگویی شخصیتی است که به برند کمک می کند شخصیت و رفتار مشخص تری پیدا کند. قهرمان، کاشف، حکیم، حامی یا یاغی نمونه هایی از الگوهایی هستند که می توانند در شخصیت پردازی برند استفاده شوند.

داستان سرایی زمانی موثرتر می شود که شخصیت و رفتار برند در روایت های مختلف با یکدیگر تناقض نداشته باشند. اگر یک برند خود را جسور و ساختارشکن معرفی می کند، داستان هایش نیز باید همین شخصیت را منتقل کنند.

کهن الگو به تیم محتوا و تبلیغات کمک می کند بدانند برند چگونه صحبت می کند، چه نوع داستان هایی با شخصیت آن هماهنگ هستند و چه نقش هایی را نباید بازی کند.

روانشناسی چه ارتباطی با داستان سرایی برند دارد؟

داستان سرایی برند فقط یک تکنیک ادبی نیست. بخش مهمی از اثرگذاری آن به نحوه توجه، احساس و تصمیم گیری مخاطب مربوط می شود.

مخاطب هنگام شنیدن یک روایت، فقط اطلاعات دریافت نمی کند. ممکن است با شخصیت همدلی کند، شرایط را در ذهن خود تصور کند یا تجربه شخصی مشابهی را به یاد بیاورد.

همین فرآیند باعث می شود داستان بتواند پیام را به تجربه ای نزدیک تر به زندگی مخاطب تبدیل کند. به همین دلیل روانشناسی مخاطب یکی از محورهای مهم کتاب داستان سرایی برند در عصر دیجیتال است.

برای فعالان بازاریابی و روابط عمومی، این نکته مهم است که داستان صرفا «زیبا» نباشد؛ باید با نیاز، انگیزه و جهان ذهنی مخاطب ارتباط برقرار کند.

علوم اعصاب چه چیزی درباره تاثیر داستان ها می گوید؟

کتاب داستان سرایی برند در عصر دیجیتال بخشی از بحث خود را به نوروسایکولوژی و رابطه میان مغز و روایت اختصاص می دهد. هدف این نگاه توضیح این مسئله است که چرا ساختارهای روایی می توانند توجه و درگیری بیشتری ایجاد کنند.

وقتی داستان دارای شخصیت، تعارض و مسیر قابل دنبال کردن است، مخاطب فعالانه اطلاعات را پردازش می کند و تلاش می کند نتیجه را پیش بینی کند.

البته علوم اعصاب نباید به مجموعه ای از ادعاهای ساده و قطعی درباره مغز تبدیل شود. برای برندها مهم تر از استفاده تبلیغاتی از اصطلاحات علمی، درک اصول پایه ای مانند توجه، انسجام، همدلی و مشارکت ذهنی مخاطب است.

چگونه داستان برند اعتماد مخاطب را افزایش می دهد؟

اعتماد زمانی شکل می گیرد که مخاطب احساس کند برند فقط قصد فروش ندارد و می تواند رفتار، تجربه و ارزش های خود را به شکلی قابل باور نشان دهد.

داستان های واقعی درباره مشتریان، کارکنان، فرایند تولید، مسیر شکل گیری برند یا حتی شکست ها و اشتباهات می توانند به انسانی تر شدن برند کمک کنند.

شفافیت نیز اهمیت زیادی دارد. اگر داستان بیش از حد ساختگی، اغراق آمیز یا تبلیغاتی باشد، مخاطب ممکن است آن را به عنوان تکنیکی برای دستکاری احساسات تشخیص دهد.

داستان زمانی به اعتمادسازی کمک می کند که میان روایت و رفتار واقعی برند هماهنگی وجود داشته باشد.

داستان سرایی چگونه به ماندگاری برند در ذهن مخاطب کمک می کند؟

یکی از مزایای مهم داستان، ایجاد ارتباط میان نام برند و یک تجربه یا احساس مشخص است. مخاطب ممکن است جزئیات یک تبلیغ را فراموش کند، اما روایت یا شخصیت آن را به خاطر بسپارد.

این ویژگی می تواند به تثبیت جایگاه برند در ذهن مخاطب کمک کند. البته داستان به تنهایی کافی نیست و باید در کنار کیفیت تجربه، ثبات پیام و ارتباط مستمر قرار گیرد.

اگر به موضوع ماندگاری برند و تبدیل شدن به انتخاب اول مخاطب علاقه دارید، وبینار رایگان کتاب اولویت برتر  مکمل مستقیم این بحث است؛ زیرا نقش محتوا، اعتماد و استمرار در تثبیت برند در ذهن مخاطب را بررسی می کند.

داستان سرایی در بازاریابی محتوایی چه کاربردی دارد؟

بازاریابی محتوایی زمانی موثرتر می شود که محتوا فقط مجموعه ای از اطلاعات پراکنده نباشد. داستان می تواند به محتوا ساختار بدهد و مخاطب را از یک نقطه به نقطه دیگر هدایت کند.

برای مثال، یک مطالعه موردی می تواند فقط شامل چند عدد و نتیجه باشد یا به شکل داستانی روایت شود که از مسئله مشتری شروع می کند، چالش ها را نشان می دهد و در نهایت به نتیجه می رسد.

حتی مقاله آموزشی نیز می تواند ساختار روایی داشته باشد. شروع از یک مسئله، ایجاد سوال، ارائه مسیر و رسیدن به راه حل، خود نوعی روایت است.

برای ادامه این مسیر، وبینار رایگان کتاب بازاریابی محتوایی یک صفحه ای می تواند مکمل مناسبی باشد؛ زیرا داستان سرایی زمانی بیشترین اثر را دارد که بخشی از یک استراتژی منسجم محتوا باشد.

داستان سرایی در شبکه های اجتماعی چگونه انجام می شود؟

شبکه های اجتماعی بستر مناسبی برای روایت های کوتاه، دنباله دار و تعاملی هستند. برند می تواند داستان را در قالب ویدیو، پست، استوری، مصاحبه یا محتوای پشت صحنه روایت کند.

ویژگی مهم شبکه های اجتماعی این است که مخاطب فقط دریافت کننده داستان نیست. او می تواند پاسخ دهد، نظر بدهد، روایت را بازنشر کند یا تجربه شخصی خود را به آن اضافه کند.

به همین دلیل داستان سرایی دیجیتال نسبت به روایت های سنتی تعاملی تر شده است. برند باید آماده باشد بخشی از کنترل روایت را با مخاطبان خود به اشتراک بگذارد.

برای شناخت بیشتر این محیط، کتاب رسانه های اجتماعی؛ اصول و کاربردها می تواند منبع مکملی برای شناخت رفتار مخاطب و ارتباطات در شبکه های اجتماعی باشد.

داستان سرایی در تبلیغات چه کاربردی دارد؟

تبلیغات داستانی می تواند محصول را در یک موقعیت واقعی یا احساسی قرار دهد. به جای اینکه ویژگی ها مستقیم فهرست شوند، مخاطب نتیجه استفاده از محصول یا معنای برند را در قالب تجربه شخصیت ها می بیند.

این روش به ویژه در تبلیغات ویدیویی کاربرد زیادی دارد؛ زیرا تصویر، صدا، شخصیت و موسیقی می توانند همزمان در خدمت روایت قرار گیرند.

اما داستان نباید محصول را کاملا از پیام اصلی جدا کند. اگر مخاطب روایت را به خاطر بسپارد اما ارتباط آن با برند را فراموش کند، داستان از هدف بازاریابی فاصله گرفته است.

چگونه یک داستان برند خوب بنویسیم؟

نوشتن داستان برند باید از مخاطب شروع شود. ابتدا باید بدانیم قرار است با چه کسی صحبت کنیم، او چه مسئله ای دارد و چه تغییری برایش اهمیت دارد.

سپس شخصیت، مسئله و مسیر داستان مشخص می شوند. برند باید تصمیم بگیرد چه نقشی در این روایت دارد و پیام اصلی قرار است چگونه بدون تبدیل شدن به شعار مستقیم منتقل شود.

داستان خوب معمولا ساده است. اضافه کردن جزئیات زیاد، اصطلاحات پیچیده یا چند پیام متفاوت می تواند انسجام روایت را از بین ببرد.

در پایان نیز باید بررسی کرد که آیا داستان با شخصیت و وعده واقعی برند سازگار است یا فقط برای یک کمپین ساخته شده است.

داستان برند چه تفاوتی با داستان بنیان گذار دارد؟

داستان بنیان گذار فقط یکی از انواع داستان هایی است که یک برند می تواند روایت کند. این داستان معمولا درباره دلیل ایجاد کسب و کار، مشکلات اولیه و مسیر شکل گیری برند است.

اما داستان برند گسترده تر است. تجربه مشتری، کارکنان، محصولات، ارزش ها، جامعه مخاطبان و حتی تغییرات سازمان می توانند بخشی از آن باشند.

اگر تمام ارتباطات برند فقط بر داستان بنیان گذار متمرکز شود، ممکن است مخاطب نتواند جای خودش را در روایت پیدا کند.

یک برند قوی باید بتواند مجموعه ای از داستان های مرتبط بسازد که همگی یک هویت و پیام مرکزی را تقویت کنند.

داستان سرایی برند در عصر دیجیتال چه تفاوتی کرده است؟

در گذشته بسیاری از داستان های برند از طریق رسانه های یک طرفه مانند تلویزیون، رادیو یا چاپ منتشر می شدند. برند پیام را تولید می کرد و مخاطب عمدتا دریافت کننده بود.

فضای دیجیتال این رابطه را تغییر داده است. مخاطب می تواند به داستان واکنش نشان دهد، درباره آن محتوا تولید کند و حتی روایت برند را به چالش بکشد.

همچنین قالب های داستانی متنوع تر شده اند. ویدیوهای کوتاه، پادکست، شبکه های اجتماعی، محتوای تعاملی و تجربه های دیجیتال فرصت های جدیدی برای روایت ایجاد کرده اند.

به همین دلیل داستان سرایی برند در عصر دیجیتال فقط درباره «تعریف یک داستان» نیست؛ درباره مدیریت یک گفت وگوی دائمی میان برند و مخاطب است.

آینده داستان سرایی برند چگونه خواهد بود؟

فناوری های جدید شکل روایت را تغییر می دهند، اما نیاز انسان به داستان از بین نمی رود. هوش مصنوعی، واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و محتوای تعاملی می توانند تجربه های روایی جدیدی ایجاد کنند.

در آینده برندها احتمالا قادر خواهند بود داستان هایی شخصی تر و تعاملی تر برای گروه های مختلف مخاطبان طراحی کنند. اما همین امکان، مسئله اصالت را مهم تر می کند.

هرچه تولید محتوا آسان تر شود، مخاطب بیشتر به دنبال روایت هایی خواهد بود که واقعی، انسانی و مرتبط با تجربه او باشند.

فناوری می تواند شکل داستان را تغییر دهد، اما نمی تواند جای شناخت مخاطب و داشتن یک پیام واقعی را بگیرد.

کتاب داستان سرایی برند در عصر دیجیتال درباره چیست؟

کتاب «داستان سرایی برند در عصر دیجیتال» نوشته اس. ام. ای معین تلاش می کند داستان سرایی را از منظر چند حوزه مختلف بررسی کند و میان برندینگ، روانشناسی، علوم اعصاب و فضای دیجیتال ارتباط برقرار کند.

کتاب از تاریخچه قصه گویی و نقش آن در ارتباط انسانی شروع می کند و سپس به مباحث میان رشته ای، روانشناسی روایت، نوروسایکولوژی، ارتباط برند و مصرف کننده و ساختارهای داستانی می رسد.

در ادامه موضوعاتی مانند شخصیت، مضمون، آرکی تایپ و ساختار روایت مورد توجه قرار می گیرند و در بخش های پایانی نیز آینده داستان سرایی در محیط دیجیتال بررسی می شود.

این ساختار کمک می کند داستان سرایی فقط به عنوان یک تکنیک تبلیغاتی دیده نشود، بلکه به عنوان بخشی از استراتژی ارتباطی و برندینگ مورد توجه قرار گیرد.

کتاب داستان سرایی برند برای چه کسانی مناسب است؟

این کتاب برای مدیران برند و بازاریابی که به دنبال ساخت ارتباط عمیق تر با مخاطب هستند، تولیدکنندگان محتوا و کپی رایترهایی که می خواهند روایت را به محتوای خود اضافه کنند و کارآفرینانی که در حال ساخت شخصیت و هویت برند هستند مناسب است.

دانشجویان بازاریابی، مدیریت، ارتباطات و روابط عمومی نیز می توانند از نگاه میان رشته ای کتاب به روانشناسی، برندینگ و رفتار مخاطب استفاده کنند.

فعالان روابط عمومی نیز می توانند ایده های کتاب را در روایت سازمان، تولید محتوای انسانی، مصاحبه، گزارش، شبکه های اجتماعی و کمپین های ارتباطی به کار بگیرند.

داستان سرایی برند چه کاربردی در روابط عمومی دارد؟

روابط عمومی بخش بزرگی از فعالیت خود را با روایت انجام می دهد؛ حتی زمانی که آن را داستان سرایی نمی نامد. خبر، گزارش، مصاحبه، روایت تجربه کارکنان، معرفی یک پروژه یا ارتباط درباره مسئولیت اجتماعی همگی می توانند دارای ساختار روایی باشند.

تفاوت اصلی میان اطلاعات خام و روایت حرفه ای در این است که داستان به داده ها و اتفاقات معنا می دهد و مشخص می کند چرا یک موضوع برای مخاطب اهمیت دارد.

روابط عمومی می تواند از داستان سرایی برای انسانی کردن سازمان، انتقال ارزش ها و ساخت ارتباط نزدیک تر با مخاطبان استفاده کند.

در عین حال روایت سازمانی باید واقعی و قابل دفاع باشد. اگر میان داستانی که روابط عمومی تعریف می کند و تجربه واقعی مخاطب فاصله زیادی وجود داشته باشد، داستان سرایی به جای افزایش اعتبار می تواند اعتماد را کاهش دهد.

دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا؛ از روایت خوب تا ارتباط حرفه ای

دانستن اصول داستان سرایی یک مهارت ارزشمند است، اما روابط عمومی حرفه ای فقط با تعریف یک داستان خوب ساخته نمی شود. فعال روابط عمومی باید بداند چه داستانی را برای چه مخاطبی، در چه رسانه ای، با چه هدفی و در چه زمانی روایت کند.

دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا  داستان سرایی را در بستر گسترده تری از مهارت های ارتباطی قرار می دهد؛ جایی که شناخت مخاطب، تولید محتوا، طراحی پیام، رسانه، اعتبار و استراتژی ارتباطی در کنار یکدیگر قرار می گیرند.

اگر داستان سرایی برند به شما کمک می کند پیام را انسانی تر و ماندگارتر کنید، روابط عمومی حرفه ای کمک می کند بدانید این روایت چگونه باید در خدمت اهداف واقعی سازمان قرار گیرد.

این موضوع برای کارشناسان روابط عمومی، مدیران مارکام، مدیران محتوا و افرادی که در نقطه اتصال برند، رسانه و مخاطب فعالیت می کنند اهمیت ویژه ای دارد.

[مشاهده سرفصل ها و ثبت نام در دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا]

وبینار داستان سرایی برند برای چه کسانی مناسب است؟

این وبینار برای مدیران برند، کارشناسان بازاریابی، فعالان روابط عمومی و مارکام، کپی رایترها، تولیدکنندگان محتوا، مدیران شبکه های اجتماعی و کارآفرینان مناسب است.

افرادی که به روانشناسی مخاطب، رفتار مصرف کننده و رابطه میان علوم اعصاب و ارتباطات علاقه دارند نیز می توانند از موضوعات مطرح شده در کتاب استفاده کنند.

برای مشاهده سایر آموزش های مرتبط می توانید به وبینارهای رایگان فیوچرمدیا [انکرتکست → دسته وبینارهای رایگان] مراجعه کنید.

سوالات متداول درباره داستان سرایی برند

داستان سرایی برند چیست؟

داستان سرایی برند یعنی استفاده هدفمند از روایت برای انتقال هویت، ارزش ها و پیام برند و ایجاد ارتباطی انسانی تر و ماندگارتر با مخاطب.

استوری تلینگ چیست؟

استوری تلینگ یا Storytelling هنر انتقال پیام و معنا از طریق ساختار داستانی است. این تکنیک در بازاریابی، تبلیغات، روابط عمومی، آموزش و تولید محتوا کاربرد دارد.

داستان سرایی چگونه به برندینگ کمک می کند؟

داستان می تواند ارزش ها و شخصیت برند را در قالبی قابل درک به مخاطب منتقل کند و ارتباط عاطفی و ذهنی بیشتری میان مخاطب و برند ایجاد کند.

عناصر اصلی داستان برند چیست؟

شخصیت، مسئله یا تعارض، مسیر تغییر، پیام و نتیجه از عناصر مهم یک داستان برند هستند. در بسیاری از روایت های موثر، مشتری نقش شخصیت اصلی و برند نقش راهنما را دارد.

داستان سرایی چه ارتباطی با روانشناسی دارد؟

داستان می تواند توجه، تخیل، همدلی و احساس مخاطب را درگیر کند و پیام را از یک مجموعه اطلاعات خشک به تجربه ای قابل دنبال کردن تبدیل کند.

داستان سرایی در بازاریابی محتوایی چه کاربردی دارد؟

داستان سرایی می تواند به مقاله، ویدیو، مطالعه موردی، شبکه اجتماعی و سایر انواع محتوا ساختار بدهد و انتقال پیام را جذاب تر و قابل یادآوری تر کند.

کتاب داستان سرایی برند در عصر دیجیتال درباره چیست؟

این کتاب نوشته اس. ام. ای معین است و داستان سرایی برند را با موضوعاتی مانند روانشناسی، علوم اعصاب، رفتار مصرف کننده، ساختار روایت، آرکی تایپ و بازاریابی دیجیتال بررسی می کند.

این وبینار رایگان چه موضوعاتی را پوشش می دهد؟

در این وبینار، مفاهیم اصلی کتاب از تاریخچه داستان سرایی تا روانشناسی روایت، نوروسایکولوژی، شخصیت پردازی، آرکی تایپ و آینده داستان سرایی برند در فضای دیجیتال بررسی می شوند.

بعد از این وبینار چه محتوایی ببینیم؟

برای ادامه موضوع محتوا می توانید وبینار بازاریابی محتوایی یک صفحه ای را مشاهده کنید. اگر تمرکز شما بر ماندگاری برند در ذهن مخاطب است، وبینار کتاب اولویت برتر  ادامه مناسبی خواهد بود.

مدرس این وبینار کیست؟

مدرس این وبینار میلاد زارعی، موسس فیوچرمدیا است که در حوزه رسانه، روابط عمومی، بازاریابی، برندینگ و مارکام فعالیت و تدریس دارد.

جمع بندی

داستان سرایی برند یکی از ابزارهای مهم برای عبور از تبلیغات مستقیم و ایجاد رابطه ای انسانی تر با مخاطب است. برندها با استفاده از شخصیت، تعارض، روایت و احساس می توانند ارزش ها و هویت خود را در قالبی منتقل کنند که برای مخاطب قابل درک تر و ماندگارتر باشد.

کتاب داستان سرایی برند در عصر دیجیتال این موضوع را فقط از منظر تبلیغات بررسی نمی کند و تلاش دارد میان داستان، روانشناسی، علوم اعصاب، برندینگ و فناوری های دیجیتال ارتباط برقرار کند.

برای ادامه این مسیر می توانید وبینارهای رایگان فیوچرمدیا  را دنبال کنید  اگر هدف شما استفاده عملی از داستان سرایی در ارتباطات سازمانی است، دوره آموزش روابط عمومی فیوچرمدیا  مسیر تکمیلی این آموزش خواهد بود.